تبليغاتX
فرایند
 

 

 برجسته ترین نکات  

 

                                               دفترچه انتخاب رشته دانشگاه آزاد

 آزمون شماره ۱

 رشته های غیر پزشکی  

 گروه ریاضی و فنی مهندسی......یک مجموعه ( مجموعه یک )........شامل ۱۰ زیر مجموعه 

گروه علوم تجربي كشاورزي دامپزشكي....يك مجموعه (مجموعه 2 ).....شامل 4 زير مجموعه

 

گروه علوم انسانی ......... دو مجموعه

        (مجموعه سه ) .........شامل ۵ زیر مجموعه

       (مجموعه چهار)........شامل ۳ زیر مجموعه 

گروه زبان های خارجه .........یک مجموعه (مجموعه پنج )    

گروه هنر ......    یک مجموعه (مجموعه شش ) 

 

آزمون شماره۲

گروه علوم پزشکی

مجموعه : رشته هایی از یک گروه که مواد آزمون آنها یکسان است  

 زیر مجموعه : رشته هایی از یک مجموعه که مواد آزمون و ضرایب آنها یکسان است.

 

                براي خواندن ادامه مطلب اينجا كليك كنيد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط بابک اسماعیلی |

 

 دومين دوره جشنواره ساخت عروسك هاي برفي

 

           

              همراه با برگزاری مسابقه عکاسی

               با جوایز ویژه

               برای کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید

               تلفن ثبت نام : ۸۸۳۴۳۷۸۳ ـ ۸۸۳۱۴۶۱۳

                       www.dizinfair.blogfa.com  

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط بابک اسماعیلی |

 

 

آموزش  روش های بازاریابی 


* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین

پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم



* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ،

بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ،

باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

 

 



* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین

پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی

هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی



* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو

 مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته

براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری

کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به

این میگن روابط عمومی



*شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما

پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط

 مشتری



* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین

پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه

 نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری



* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین

پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش

معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا



* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که

حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج

 کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

 



* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که

بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود

 به بازار



* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي کنيد به

ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ

شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيک

 در بازاريابي.



* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و

مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»،

اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاکتيکي در بازاريابي.



* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي

گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات

 گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه


به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.



*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي

گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی

طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.



*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و می

خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت

سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.


به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.



* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي

 گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه

 ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای

رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار



* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين که جلو

بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس

بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.



* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي

 گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ

 شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!



* شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد.

سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می

تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

 

     منبع  اینترنت


+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط بابک اسماعیلی |

 

Pink Floyd

 

 

ترجمه آزاد از ترانه On The Turning Away


هنگام نادیده گرفتن
ضعیفان و درهم شکستگان
و کلماتی که بر زبانشان جاری میشود
کلماتی که ما نمیفهمیم
باور مکن که رنج و سختی
تنها برای دیگران رخ دادنی است
این باور تو را به کسانی میپیوندد
که چشم بر واقعیتها بسته اند

این گناه است که نور میتواند به سایه تبدیل شود
و کفنی بیافکند
بر هرآنچه میشناسیم
بی خبر از جایگاه والای آنها (نزد ما)
(تیرگی) با قلب سنگی خود پیش می رود
و ما در این میان تنهاییم
تنها، با رویایی از افتخار در سر

بر روی بالهای شب
زمانی که روز به پایان میرسد
جایی که حضور بی کلام هم کیشان
در اتحادی خاموش
برایت کلماتی غریب را تداعی میکند
که شعله هایی مجذوب کننده را می افروزند
حالا وزش آرام دگرگونی را
بر بالهای شب
احساس کن

دیگر روی بر نمی گردانم
از ضعیفان و از خستگان
دیگر نادیده نمیگیرم
سرمای درونم را
تنها یک جهان هست تا در آن سهیم باشیم

ایستادن و نظاره کردن کافی نیست
آیا این تنها یک رویا است
که دیگر
کسی (پلیدیها را) نادیده نگیرد

On the turning away
From the pale and downtrodden
And the words they say
Which we won’t understand
Don’t accept that what’s happening
Is just a case of others’ suffering
Or you’ll find that you’re joining in
The turning away

It’s a sin that somehow
Light is changing to shadow
And casting it’s shroud
Over all we have known
Unaware how the ranks have grown
Driven on by a heart of stone
We could find that we’re all alone
In the dream of the proud

On the wings of the night
As the daytime is stirring
Where the speechless unite
In a silent accord
Using words you will find are strange
And mesmerized as they light the flame
Feel the new wind of change
On the wings of the night

No more turning away
From the weak and the weary
No more turning away
From the coldness inside
Just a world that we all must share
It’s not enough just to stand and stare
Is it only a dream that there’ll be
No more turning away

 

منبع : گفتگوی هارمونیک

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط بابک اسماعیلی |

 

        

 

 

دیزین ـ جشنواره آدم برفی  

 

برای دیدن ادامه عکس ها اینجا کلیک کنید !

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط بابک اسماعیلی |

 

 

  داستان کوتاه

در اولین روز های خلقت  طوطی و کلاغ  هر  دو  سیاه بوده اند . گویا  طوطی  خودش را  هم شان کلاغ 

نمی پنداشته و به خدا  اعتراض می کند . 

طبق خواسته طوطی  ، خداوند رنگ های زیبا ر ا  ارزانی طوطی می کند .

 ...و فاجعه زندگی  طوطی  آغاز  می شود .

در  طول هزاره ها  طوطی  در قفس  به سر  می برد .

و کلاغ همیشه از موهبت آزادی  بر خوردار  است .

 

این داستان را حمید مهدوی فر برایم نقل کرده است. حمید مهدوی فر  کارگردان ، تهیه کننده  و از

 هنرمندان برجسته کشور است.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط بابک اسماعیلی |

 

 

خشونت ،جنگ ،اعتیاد ،طلاق، بزهکاری ، تنش های بیهوده ، بیکاری ، قانون شکنی ،بی بندو باری

،فحشا...محصول جامعه ا ی است که در آن  آموزش مهارت های زندگی ناچیز شمرده شده است .

 

آموزش مدرسه ای پاسخگوی نیاز فرزندانمان نیست .

دموکراسی  در بستر جامعه شناختی  رخ می دهد  که  قواعد زندگی  بر  مبنای  احترام  به  خرد

جمعی آموزش  داده شده باشد.

 

 بعد  از جنبش  مشروطه  روش های روشنفکران ، بازاریان ، سیاست مداران و... در تغییر  دادن بستر

 های جامعه شناختی  که منتهی  به  سود  حداکثری  شود ناکارامد بوده است   .

 

ناخودآگاه جمعی ما ، همیشه تحت تاثیر پدر سالار ها ، مادر سالار ها و ... سالار ها  بوده است .

 

فرزندانمان  با  روش  های  زندگی آشنا  نیستند. و آنچه می بینند  را  حقیقت  می انگارند.

 

خانواده هم  یارای  آموزش  همه  چیز  را  ندارد . چرا  که  همه  چیز  را  همگان  دانند  و  همگان

  هنوز ... 

آنچه فرزندانمان  نمی خوانند ... همانا کتاب  است !

فرزندانمان  را  دریابیم.

 

با  ترغیب  به  نوشتن ،آنها  علاقه مند  می شوند  که  بخوانند .

                                و خواندن  نسل  بعدی  را  از آنچه  هستیم  و  بوده ایم  متمایز  تر  خواهد  کرد .

                                        جایزه  ادبی  فرایند  با  چنین  رویکردی  بنیان گذاشته  شده  است .

 

         منتظر  نظرات شما و پذیرای هر گونه مشارکت ، مساعدت ،پیشنهاد و ..  هستیم . 

           در  برگزاری  این جایزه همراه  باشید شاید  فرزندمان  آنچه باید  بداند  را به موقع  بخواند. 

                                                                        

 


شما  می توانید  این  نوشته  را به  هر  طریقی  که مایل  هستید  منتشر  کنید.

شما  می توانید جایزه ادبی  فرایند  را  به  هر  شخصی   که  مایلید  معرفی  کنید.

شما  می توانید از  حمایت  کنندگان  مالی  برگزاری  جایزه باشید.

شما  می توانید عضوافتخاری ستاد اجرایی  برگزاری  این  جایزه  باشید.  

براي  ارتباط بيشتر  با  این  ایمیل ارتباط  برقرار  کنید :

babak_sml@yahoo.com

یا با ستاد اجرایی جایزه ادبی فرایند  تماس  بگیرید.۸۸۳۴۳۷۸۲-۰۲۱ 

 

بیانیه شماره یک جایزه ادبی فرایند 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط بابک اسماعیلی |