او اسطوره نبود .
روش هایی را بکار می برد که دیگران یا بلد نبودند یا جرات نمی کردند بکاربرند.
حرف زدن بلد بود . صداقت در گفتار داشت . اشتباهش را به گردن می گرفت . شفاف بود.
از کسی هم نمی ترسید.
مخاطبش را هم فاقد شعور فرض نمی کرد.
چه کسی در ایران جرات دارد این ویزگی ها را بروز دهد.
به نظرم دوستان ورزشی نویس ... مجریان برنامه های ورزشی و سایر مرتبطان
داستان سرایی نکنند .
چون خودشان هم روزی به سادگی مورد تهمت قرار می گیرند. و این روش تخریب شخصیت
روزی در مورد خودشان بکار خواهد رفت .
به نظرم شرم چیز خوبی است .

برخی دوستان سیاست مدار بعد از سن ۷۰ سالگی تازه متوجه شده اند که
راه کسب محبوبیت صداقت داشتن با مخاطب است و خرد گرایی!! نه حذف دیگران.
افشین قطبی از بدو ورودش به ایران این موضوع را می دانست .
به نظرم محبوبیت زدایی از قطبی حاصلش چیزی جز اشاعه روش های غلطی
که روزی دامن خود دوستان را می گیرد نیست. این خط این نشان *
اسطوره و اسطوره شناسی در ویکی پدیا .. محض اطلاع دوستان خبرنگار
نقش انتخاب اول
در قبولی دانشگاه آزاد
دو داوطلب فرضی مثل بهنیا و رعنا را در نظر بگیرید و
فرض کنید:
بهنیا انتخاب اول خود را
مهندسی کامپیوتر نرم افزار تهران شمال
و انتخاب دوم خود را
فیزیک تهران مرکزی زده است .
و رعنا :
انتخاب اول خود را فیزیک تهران مرکزی زده است .
یعنی انتخاب اول رعنا انتخاب دوم بهنیا است.
اگر بهنیا در آزمون دانشگاه آزاد نمره تراز ۶۵۰۰ کسب کند و رعنا نمره تراز ۶۴۰۰
فکر می کنید
احتمال قبولی کدامیک در دانشگاه بیشتر است ؟
برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید!
همه چیز در مورد انتخاب شته دانشگاه های دولتی
کنکور ۸۸
کتاب" راز انتخاب" نوشته بابک اسماعیلی
شامل خودآموز انتخاب رشته و کلیه اطلاعات لازم برای اینکه هر دانش آموز بتواند خودش یک
انتخاب رشته مناسب و صحیح انجام دهد رااز کتاب فروشی های معتبر سراسر کشور تهیه کنید .
چهارمین شماره نشریه ضمیمه به همت زهرا کزازی در وردپرس منتشر شد.
از اینجا وارد شوید و برا ی خواندن نوشته ها در انتهای هر صفحه روی Older entries کلیک کنید.
تیتر مطالب این شماره را اینجا ببینید.
جلسه هشتم كارگاه ادبي
چهارشنبه 13/9/87
ساعت 5:30 عصر
چهارشنبه 13/9/87 در تقویم کارگاه ادبی روز فرانسه نام گذاری شده است.
تراژدی فـــِدر از میان آثار ژان راسین؛ شاعر و نمایش نامه نویس فرانسوی برای
این روز انتخاب شده. برای موسیقی هم قطعهاي از موزارت در نظر گرفته شده است.
در صورت تمایل به حضور در این جلسه کارگاه ادبی لطفا تماس بگیرید.
تلفن تماس : ۸۸۳۴۳۷۸۲ ـ۰۲۱
| حرفهايی از سر ناگزيری |
|
مسئله به سالها پيش برميگردد كه تصميم گرفتم آثار شاعر و هر چه را که بويی از آن نازنين در خود داشت، حفظ کنم و خانهام به همان صورت که با شاملو در آن ميزيستيم به يادگار بماند برای مردم و دوستارانش. به جاي سهم فرزندان شاملو از ماترک نيز، مبلغ تعيين شده را به آنها بپردازم. اين امر بارها در جلساتی با حضور فرزندان، دوستان، وکلا و ناشران مطرح شد. آقاي سياوش شاملو اين پيشنهاد را پذيرفتند. بنابراين من طی سال ۷۹ تا ۸۴ در چند نوبت مبالغی به ايشان پرداختم و خرداد ۸۰ نيز ليستی کامل و تفکيک شده تهيه کردم که در آن تمام وسايل شخصی شاملو، آثار او، هدايا و آثار هنرمندان که در خانهی ما امانت بود (با ذکر نام هديه دهندگان) به روشنی مشخص شده بود. کپی اين ليست را به جناب سياوش و سيروس شاملو و چند تن از وکلا دادم. متأسفانه جناب سياوش به رغم دريافت مبلغی حتا بيش از سهم خود، در شهريور ۸۳،برای تقسيم ماترک شکايتی عليه من به دادگاه تسليم کردند و عنوانهای هديه و امانت را از آن ليست حذف کرده، ليستی بدون تفکيک و مشخصه را به عنوان فهرست اموال پدر به دادگاه ارائه دادند. در اين پنج سال بارها برای من احضاريه و اخطاريه آمد اما من که به فرزندان شاملو گفته بودم هرآنچه ميخواهند به يادگار بردارند، در جلسات دادگاه شرکت نکردم و سکوت کردم. تا اين که سال پيش کار به مزايدهی اموال شاعر انجاميد. پيش از مزايده (۲۷ آبان ۸۶) در خانهی سياوش، تفاهمنامهيی امضا کرديم تا خانهـ موزهی بامداد را رسميت بخشيم(صفحهی ۱، صفحهی ۲). همچنين توافق کردم براي پيگيری امور تأسيس خانهـ موزه به سياوش وکالت دهم. متأسفانه ايشان حرمت ندانستند و پيش از سالروز ميلاد بامداد (در ۱۸ آذر) ، در گفتگويی با هفتهنامهی شهروند امروز (شمارهی ۵۹؛ سال دوم) دربارهی من مطالبی اهانتآميز و شبه برانگيز عنوان کردند . گفتهها و نوشتههای ايشان و برادرشان، جناب سيروس، در اين هشت سال در جهت خوارداشت شاملو و من و برای تخريب اذهان عمومي بوده است. باعث شرمساری است که ايشان براي ناشران، هنرمندان و محققينی که در زمينهی ادبيات و شعر شاملو آثار تحليلی نگاشتهاند، ايجاد آزار و مزاحمت کردهاند و به شاملو، من و حتی بسياری افراد معتبر و صاحبنام توهين مستقيم کرده و تهمتها زدهاند. اهانتهايی که به هيچروی قابل گذشت نيست. آن اهانتها و توهينها بس نبود، يادگارهای شاعر را نيز به مزايده گذاشتند و امروز در اذهان و اخبار چنان وانمود میکنند که انگار من قصد فروش آن يادگارها را داشتهام و ايشان به نجات اموال پدرشان برخاستهاند و اموال پدر را خريداری کردهاند تا از پراکندگی آن جلوگيری شود و پس از آن همه آزار داعيهدار راهاندازی موزهی پدر شدهاند !
|