اراویند آگیدا نویسنده جوان و تازه کارهندی، جایزه ۵۰ هزار پوندی بوکر را به خاطر رمان «ببر سفید»
به خود اختصاص داد.
«ببر سفید» نخستین رمان این نویسنده جوان هندی است که خبرنگار بخش آسیای مجله تایمز در هند بوده است.
این رمان به عنوان پرترهای جذاب از جامعه امروز هند، داستان مرد فقیری به نام بالرام است که از روستایش
به دهلی مهاجرت میکند تا بازرگان موفقی شود. وی بر حسب اتفاق، مرتکب قتل میشود.
«ببر سفید» در قالب نامههایی که این بازرگان هندی به نخست وزیر چین مینویسد، روایت میشود.
در یکی از این نامهها آمده است: «عالیجناب! لطفا درنظر داشته باشید که هند دو کشور در قالب یک کشور
است:
یکی هند نورانی و دیگری هند تاریک. اقیانوس با خود نور به کشور من آورده و هر نقطهای از هند
در روی نقشه که کنار اقیانوس باشد، غرق در نور است.
اما رودخانه سیاه با خود تاریکی به سرزمین هند آورده است.»
اراویند آگیدا ۳۳ سال دارد و متولد مدرس و ساکن بمبئی است. وی دومین نویسنده جوانی است که
مهمترین جایزه ادبی بریتانیا را از آن خود ساخته است.

اراویند آگیدا
آگیدا فارغالتحصیل دانشگاه آکسفورد و کلمبیاست و چهارمین نویسنده هندی است که این جایزه را به
دست میآورد. سلمان رشدی، آرونداتی روی و کیرن دسایی، دیگر برندگان هندیتبار جایزه بوکرند.
آگیدا ژورنالیست است و از تجربههای شخصی و حرفهای زندگیاش در نوشتن این رمان استفاده کرده
است.
وی درباره این رمان میگوید: «این کتاب، یک رمان و یک کتاب داستان است و هیچکدام از
شخصیتهای آن واقعی نیستند. اما این رمان بر اساس واقعیتهای جامعه هند بهوجود آمده است.
به عنوان نمونه، پدر بالرام(شخصیت اصلی رمان) بر اثر بیماری سل میمیرد و این یک واقعیت
است که روزانه صدها نفر از مردم ....
سعید فقط ۹ ماه داشت که با مشکل نابینایی کامل مراجعه کرد ... با سه سال کار توان بخشی
بینایی خود را کاملا باز یافت .
زینب در اولین مراجعه تنها ۱۷ روز داشت ... با ناشنوایی کامل . با دو سال کار شنوایی خود
را کاملا باز یافت .
علیرضا فقط ۵ ماه داشت .مشکلش فلج مغزی کامل چهار اندام بود . با سه سال کار توانبخشی
جسمی تمام حرکات خود را باز یافت .
چقدر خوب بود نه ؟
آنچه خواندید یک داستان علمی تخیلی نبود . افسانه هم نبود . یه جایی یه کسی یه جوری این
کار ها را خواهد کرد ...؟ ... نه کرده است ... خیلی زیاد ...
متنشناسي درس teaching در رشتهي آموزش زبان انگليسي مقطع كارشناسي ارشد
کتاب rinciplep of learning and hingteac از Brown.P.H یکی از منابع مهم و سنگین کنکور ارشد
رشته ی آموزش زبان انگلیسی است.
خواندن این کتاب برای بار اول با توجه به بخش های مختلفی که در فهرست گنجانده شده است کمی
گیج کننده است.
متن شناسی کتابها و منابع دیگر کمک می کند تا با کنار هم قرار دادن عنوان فصل ها از این کتاب و
کتاب های دیگر به راحتی از پس خواندن این کتاب برآییم .
مثلأ فصل هایی به عنوان Human learning و strategies و
Personal factors, sociocultural factors از این کتاب یادگیری انسان و روش های او برای یادگیری و
عوامل مهم شخصیتی و اجتماعی را در یادگیری بررسی می کند.
به جای خواندن 10 فصل پر محتوای این کتاب و بعد شروع کردن کتاب دیگر بهتر است این عناوین را با کتاب
دیگری مثل Developing second language skills theory & practice
نوشته ی Chastain تطبیق داد.
فصل 2 این کتاب......
قبیله
تصویر سوم
بچه ها لحظه به لحظه بازی می کنند . دعوا می کنند. به آسمان نگاه می کنند . heo کنار دهنه غار
چمباتمه زده و فکر می کند.
یکی از زن ها نقش پرنده بزرگ با بچه ای در چنگالش را روی دیواره روشن غار حک می کند.
مرد ها برای شکار رفته اند.
... شاید یک ماموت !
heo هنوز نمی داند آنچه دارد در تصورش می گذرد قرن ها بعد در ناخودآگاه جمعی اسلافش
نقش خواهد بست .
"قدرت "
heo فکر می کند . شاید هم به نظرش می رسد.
اگر او انتخاب کرده بود الان بچه ای داشت .
اما این گروه مردان هستند که زن مورد نظر را انتخاب می کنند.
پی نوشت ۱: سفر به الموت ... کارگاه باستان شناسی فرایند
به زودی ویژه نامه ضمیمه در این رابطه متنشر می شود.


قلعه الموت - مهر ماه ۱۳۸۷
پی نوشت ۲:
فرم اطلاعات متقاضیان همکاری با دپارتمان سنجش و مشاوره
لطفا اطلاعات فوق را پس از دانلود در يك صفحه كپي كنيد ، تكميل كنيد و به
آدرس farayandpub@yahoo.com ايميل كنيد.
يا مي توانيد رزمه خودرا در ساعات اداري به نشاني تهران - هفت تير - خيابان لطفي –
تقاطع جم – پلاك 69 - واحد 7 حضوري ارائه نماييد.
قبیله
تصویر اول
بیرون از غار بچه ها و زن ها باز ی می کنند . داخل غار زنی روی دیواره روشنتر کنده کاری
می کند. مسن ترین زن قبیله درون غار دراز کشیده است و دو زن دیگر در اطراف او هستند.
صدای جیغ زن ها و بچه ها از بیرون غار همه را دچار ترس می کند ...
پرنده بزرگ بچه ای را شکار کرده و با خود می برد. ترس زن ها و بچه ها را در خودش می گیرد .
و از آن روز به بعد همه هر لحظه به آسمان نگاه می کنند . از ترس...
ترس در ناخود آگاه جمعی همه شکل می گیرد ! همه زن ها و بچه ها ...
تصویر دوم
مرد ها از شکار بر می گردند . مرد مورد علاقه heo با آنها نیست . مثل همیشه heo و بقیه زن ها
بعد از مرد ها به غذا می رسند.این بار گوشت شکار زیاد است .
مسن ترین مرد قبیله تکه ای گوشت برای زنی که درون غار دراز کشیده می برد . heo از اینکه مرد مورد
علاقه اش دیگر نیست ناراحت است ...
به این فکر می کند که کاش قدرت انتخاب داشت ...
قدرت انتخاب...
اگر قدرت انتخاب داشت شاید الان او هم بچه ای داشت ...
........ ...... ......