نوروز ماندگار است تا يک جوانه باقیست باقيست جمع جانان تا اين يگانه باقيست
بار دگر بريدند ناي و نواش اما اين ساز مي نوازد تا يک ترانه باقيست
سينه به سينه گفتند کوتاه تا شود شب کوتاه مي شود شب وقتي فسانه باقيست
عيد است و نامه دارم از من رسان سلامي بشتاب اي کبوتر تا آشيانه باقيست
مباحث ریاضیات پایه، کلاس های من در دوره جمع بندی
نوروز 1387
|
جلسه اول |
توان ورادیکال/ |
اتحادوتجزیه / کسر ها و عبارتهای گویا/ |
بخش پذیری/ |
|
جلسه دوم |
تابع / |
معادله درجه اول/ |
معادله درجه دوم/ |
|
جلسه سوم |
مثلثات/ |
مجموعه ها/ |
... |
|
جلسه چهارم |
هندسه مختصاتی / |
تابع درجه دوم/ |
... |
|
جلسه پنجم |
آمار و مدل سازی/ |
... |
... |
روند هر جلسه
مطالعه روابط هر مبحث
و نوشتن روابط و فرمول ها دردفترچه جمع بندی
مرور روابط
+ حل سوالات
+ حل سوالات
.
.
.
قدیم ها مادر بزرگم بعضی وقت ها می گفت " تو این کار چل افتاده ".........
بعضی از کتابهای من هم رو شون چل افتاده ..........
به دعوت نوشین این نوشته نوشته شد تا "طعم گس " اش همیشه بماند :
هر چقدر من نسبت به" جلال آل احمد" دافعه دارم ....... "بهار " خواهرم
از نوشته هایش تعریف و حتی تمجید می کند.
"خسی در میقات" را به اصرار "بهار" خواندم .
اما تا هفت هشت ده صفحه بیشتر دوام نیاوردم.
کتاب "بار هستی " را اولین بار دو جلد خریدم از آن . یکی برای خودم
یکی هم برای "سعید الیاسی" .
همان لحظه " حسن رضی زاده " به جمع مان اضافه شد ....... در کتاب فروشی ......
و من هر دو را هدیه دادم .
بار بعدی از ده بیست تا کتابی که انتخاب کرده بودم در "شهر کتاب میرداماد"
باید دو سه تا کم می شد ... چون پول کم آورده بودم .
" بار هستی " را دوباره از دست دادم.
آخرین بار .......... خریدم و در کتابخانه ام خاک می خورد .......... یک صفحه اش
خوانده شده !!!
در سی و چهار سالگی دیگر به این نتیجه رسیده ام که فهم من از محیط اصلا
به اندازه دیگران نیست ..... مثلا در مورد "شهریار" و " سهراب سپهری"
حتی به زور هم ارتباطم برقرار نشد ......... به خاطر هم ذات پنداری با سهراب
دو با ر به "کاشان" و "مشهد اردهال " هم رفتم .......اما نشد که نشد ....
"هشت کتاب" سهراب و کتاب " شهریار" از آنهایی اند که ده سالی است
تمام نشده و نمی شود.
شاید چون من آنها را شاعران "دولتی شده " می انگارم .
اگر شهاب فرزند "سجاده چی " شاگرد امسال کلاسم نبود ... نقدی بر فیلم نامه پدرش
" شهریار" می نوشتم ....... هر چند " او " گفته کارگردان ..... فیلم نامه ( یعنی تاریخ) را در
بعضی جا ها تغییر داده !!!
الان که فکر می کنم می بینم حداقل صد کتاب نیمه تمام دیگر هم دارم ....
که اواسط خواندن " نود وپنج " تای آنها " مجید حامد " آنها را به زور
ازدستم گرفته و برده است .
یکی را "نسرین شیرازی" در سال ۱۳۷۹
یکی را "پروانه کامرانی " دو ماه قبل
یکی را هم "مادرم "........
هر چند یک جلد دیگر از کتاب "انسان و سمبل هایش" را برایش خریدم
اما او هیچ یک را به من پس نداده !! نه اولی و نه دومی .
.
.
.
من از تمام آنها که وبلاگ های مخفی دارند و برای من چپ وراست کامنت خصوصی
می گذارند دعوت می کنم در این به اصطلاح بازی شرکت نمایند .
این بازی ها هم از آن کار هایی است که من چرایی اش را اصلا نمی فهمم !!!
شاید تا چهل سالگی بفهمم.