امروز دوشنبه ۲۲/۵/۸۶
در یکسال گذشته تقریبا نه کتابی خواندم و نه کتابی خریدم .
آنقدر وقت ند اشتم که در کتاب فروشی های انقلاب هم پرسه ای نزدم.
برای منی که معمولا سالی ۱۰۰ کتاب می خریدم و معمولا ۹۹ تای آن را دوستان
می بردند و نمی آوردند خواندن "کد داوینچی" ........... " برادران کارامازوف " ..............
و "پنج گفتار از فروید " ..............و دو سه کتاب دیگر ............مثل "صد سال تنهایی"
که تکرار اسم هایش کلافه ام کرده بود و برای انکه این "خوزه" را با آن خوزه اشتباه نکنم
مجبور شدم سه بار از اول کتاب را دوباره خوانی کنم ................یا " مقالات شمس"
که هنوز اندر خم یک کوچه اش هستم ........
سال گذشته پر تعداد نبوده !
و این " ادبیات داستانی" ............ شاید هنوز هم زمانش نشده که در آن غرق شوم ...
یا شاید هم چون وقت نمی کنم عمیق مطالعه کنم ...... " مثل " سدوم و عموره" که
گذاشته ام در تعطیلات ...بدون دغدغه ..... و با ارامش بخوانمش" هنوز باید رهایش کنم !
همین دوسه هفته پیش که کتاب "تکامل فیزیک " را برای بار سوم می خواندم .....
یا دوسه روز پیش که " زندگی نامه نیوتن " را می خواندم .. درک شهودی ام می گفت
هنوز از خوانش علم محض لذت ناب تری می برم ........... تا مطالعه کتابی چون
" تنهایی پر هیاهو " از نویسنده ای اهل کشور چک .......
بعداز این نوشتن امروزم در این پست ......... به این نتیجه رسیدم که سال گذشته ام
بر خلاف تصورم سال پرباری بوده ........
این ثبت کردن خود حسن هایی دارد ............... مثلا هر وقت آدم فراموش کند که
چه کار کرده یا چه کار نکرده ........... این طوری مکتوب کار کردن یاد آدم می اندازد ....
بعضی وقت ها نباید به درک شهودی اعتماد کرد و بر اساس آن سخنرانی کرد ......
همچنان باید دقیق بود تا اگر مثل من سطح توقعتان از خودتان بالا ست ............
بی جهت زمین وزمان را مقصر ندانیم ............
من سال گذشته کتابهای خوبی خوانده ام ............
همچنان هم سطح توقعم از خودم بالاست ....... ولی سعی میکنم واقع بینانه تر
به گذشته رجوع کنم!