امروز دوشنبه ۲۱/۱۲/۸۵
در مدرسه دختران وضعیت شاگردان را بررسی کردم ..........
با شاگردان تجر بی گفتگویی کردم .......
از برنامه ای که برای کلاس زیست آنها تهیه شده گفتم و اینکه به زودی و آرام آرام
اجرایی می شود ..........
با غزاله زمانیان گفتگو کردم ...... خیلی ..........
امشب در جلسه دبیران ...... برنامه کلاس هر درس بررسی شد .........
در درس زیست شناسی در هماهنگی هایی که با آقای الیاسی و خانم عظیمی
داشتم قرار شد با توجه به عدم اجرای برنامه مطالعاتی در طول سال .......
شاگردان حاضر در دوره جمع بندی عید قبل از شروع کلاس ها حتما فصل های ۴و ۵و۶و۷و۸
از کتاب زیست ۲ (سال سوم ) را بخوانند ...... تا در سر کلاس های دوره جمع بندی
که در هر جلسه آن ۵۰ تا ۶۰ تست "کار در کلاس " ارایه می شود .......
امکان یاد گیری افزایش پیدا کند ........
در مجموع در کلاس های دوره جمع بندی این درس ــــ زیست پایه و پیش دانشگاهی ــــ
بیش از ۱۱۰۰ تست در قالب " کار در کلاس " ......... " کار در منزل " .......
و "آزمون " زده می شود ..........
هر چند در این درس کاستی های فراوانی را مدرسه برای شاگردان داشته است .....
اما از آقای الیاسی خواهش کردم ....... این کلاس پراکنده را از نظر علمی جمع کنند ...
و شاگردان رشته تجربی با همراه شدن با این برنامه و روش هایی که برای آنان
در جمع بندی متن کتاب درسی در نظر گرفته شده این امکان را می یابند که
در این درس به درصد هایی واقعی در آزمون ها ی پس از عید برسند ...........
در درس فیزیک ........... آقای کاوه در جلسه نبودند ....... موضو عات با آقای بیگی
مطرح شد .......
در درس فیزیک و سایر دروس ...... از دبیران خواهش کردم
کار در منزل را بر مبنای ۵/۱ ساعت برای هر روز ارایه کنند ..........
خانم دربندی هم قرار شد به آقای صادقی پور که اس ام اس زدند که به
جلسه نمی رسند ......... و آقای دکتر امینی که در داروخانه بودند و هر چه کرده بودند
نشده بود بیایند ....... اطلاع دهند ..........
آقای فاضلی گفتند ...... ۲ جلسه شکل و حرکت گذاری .........۳جلسه قواعد ترجمه
۱ جلسه اشتباهات .........۱ جلسه درک مطلب ........و ۱ جلسه تحلیل صرفی
کار می کنند و ۲ جلسه هم ...........
آقای محمدی هم کتاب تکالیف هدف دار را به عنوان منبع معرفی کردند ........
آقای شبستری برای هر جلسه ۱۰۰ تا ۱۲۰ تست در نظر گرفته اند ...........
و حدود ۶۰ سوال هم برای " کار در منزل "
آقای شبستری تاکید داشتند که شاگردان کلاس هایشان روش پاسخگویی به هر سوال
را در کلاس رعایت کنند ........... سوال به سوال ....... همراه با کلاس باشند
و از کلاس جلو نزنند تا تمرکز کلاس بیشتر باشد ..........
برای روز ۷ فروردین و روز های بعد هم برنامه مطالعاتی تعریف شد که در مدرسه
و در طی روز های دوره جمع بندی تو ضیح داده می شود ...........
آقای هاشم پور هم .......... جزواتشان تقریبا آماده شده ......
یکی از دوستان قدیمی امشب سعی می کرد به من ...... من آموزش ناپذیر
اصول روابط اجتماعی یاد بدهد .......... .....
و من مثال دبیری را آوردم که از ۱۰ سال قبل که او را می شناسم " شاگردانش "
در مورد او می گویند " او هیچ یک از کلاس هایش را تا آخر تمام نکرده است " .........
یاداشت های روی میز کارم نشان می دهد .........
مادر حیدر خسری پور .......... و پدر حامد مسعودی تماس گرفته اند و پیغام گذاشته اند
و الان ـــــ ساعت ۱۲ شب ــــــ دیگر نمی شود با ایشان تماس بگیرم ..........
فردا در "دبیرستان ریحانه النبی " مشاوره دارم .... ننوشته ساعت چند ....و من باید حدس
بزنم که ۹ صبح .........
اول امسال قرار گذاشته بودیم من در مدارس دیگر مشاوره نکنم تا برای شاگردان
مدرسه هدف دار رقیب درست نکنم ....... مشاوره در مدرسه نرجس را هم اول سال
کنسل کردم ........ هر چند معاون آن مدرسه ...... در کارش رفتاری حرفه ای داشت
و من از کار کردن با ایشان فوق العاده لذت می بردم ....... اما برخی دبیران ساز خودشان
را می زدند ....... .......در این مورد در ویژه نامه شب عید فرایند بیشتر می نویسم ..........
مشاوره مدرسه تیزهوشان را هم به خانم اسماعیلی سپردم که پیگیری کنند .....
اما به اصرار عزیزی تن به این جلسه مشاوره دادم ..........
فردا روز خوبی است مثل امروز .....
....................................................................................................................................................................
پی نوشت۱ : سایت فیلتر شده " بازتاب " دیشب نوشته بود ...... "روز نامه شرق" رفع
توقیف شد ......... و این یعنی من دو باره روز نامه می خرم....!
پی نوشت ۲: دوستان قدیمی و جدید اگر مایلند در فرایند اظهار نظر فرمایند با ید
قواعد حضور را رعایت نمایند ........ باید کامنتشان اسم و مشخصات داشته باشد
یا اگر مایلند ............ وبلاگ راه بیا ندازند ........ و نظراتشان را به بحث
عمومی بگذارند ......... هم در مورد مرید و مرید پروری هم در مورد " اقتصاد "......
و هم در مورد تمام گذشته ها یشان ......... اگر هم با من مایلند وارد بحث شوند .....
من درخدمت هستم .......... این روز ها کمتر و سه سال بعد که می خواهم برگردم و
به این روز ها نگاه کنم بیشتر ............
اگر هم عجله نفرمایند برخی مو ضوعات در ویژه نامه شب عید فرایند بررسی می شود
..........برخی هم ۷ .......۸ سال بعد ..........
این روز ها روز های تفییر روشهای تدریس است ......دگردیسی ..... باید همراه شد ...........
منتظرم ............
امروز یکشنبه ۲۰/۱۲/۸۵
امروز در کلاس پسران انسانی دو نفر غایب داشتیم
هفته قبل گفته بودم اگر کسی تکلیف انجام نداد .... خودش نیاید سر کلاس
هفته قبل مدل سازی را تمام کرده بودم .........
و گفته بودم از این بحث هم سوال در آزمون سراسری می آید هم در
امتحانات پایان سال............
امروز هم آمار را تمام کردم ............ میانگین ...... واریانس ......انحراف از میانگین
و انحراف از معیار .......
مثلثات هم امروز شروع و تمام شد .......... آنها گفتند مثلثات سخته ........
و من برای اینکه نشان دهم این طور نیست .......فقط سوالات کنکور های
سال ۸۱ به بعد را سر کلاس گفتم حل کنند ...... امروز شاگردان زیاد پای
تخته آمدند و سوال حل کردند .........
من سر کلاس بودم که شنیدم تیم دبیران نتیجه آخرین بازی را امروز واگذار کردند
و برای سوم چهارمی هم جلوی تیم اولی ها حاضر نشده اند .......
در مدرسه پسران با سام گیوتاج گفتگو کردم ...... او پرسید که امروز تغییر کرده یا نه
و به ظاهرش اشاره کرد ......... ومن گفتم برای فهمیدن تغییرات او یا هر یک از شاگردان
دیگرم .......... به ظا هرشان نگاه نمی کنم ....
بلکه به چشمهایشان نگاه می کنم ........
با جواد صبایی گپ مختصری زدم ....... با علی افرا هم ........ محمد حسن همین که
مرا دید ...... گفت آقا فردا می شه امتحان نگیرید ....... و من گفتم نه ......
و او گفت آخه ما خسته ایم ...........
من هم گفتم خسته نباشید .........
با آقای کوهزادی گفتگو کردم ......... با آقای رضی زاده ........ و آقای فرشچی
تلفنی با خانم رضایی و خانم تشکری هم گفتگو کردم
کارت تبریک هایی که امسال سفارش داده بودم هم رسیده .......
هر سال به دوستی زحمت می دهم و او کارت هایی را خودش درست می کند
برای من .......... انحصاری ...... فقط برای من درست می کند و خودش ...
من به شاگردان و همکاران هدیه می دهم و او به دوستانش ....
امروز با وحید تمنا یک ساعتی گفتگو داشتم ....... در خیابان می گشتیم و حرف می زدیم
در مورد موضوعی هم نظر شدیم .......آن تکه هم که او قانع نشد .....
من اصرار نکردم ........ یا باید قانع اش کنم ..... یا رها کنم موضوع را ......
عکس های جدیدی از سری دوم نقاشی کلاس پسران سال سومی رسیده که
آقای فرشچی را کنار کیوان و بهنام نشان می دهد ...... این عکس ها رابه خاطر
ژست این عزیزان آپلود نکردم ...........علاقمندان می توانند در لپ تاب من
مشاهده فرمایند!!!
دیروز بعد از جلسه با دبیران که از ساعت ۹ صبح شروع شد و تا ۱۸ ادامه یافت
ـــ شرح ماوقع را در ویژه نامه شب عید فرایند می نویسم ـــــ
حسابداری اعداد و ارقامی گزارش داده که ظاهر آن نشان می دهد هزینه های امسال
دو مدرسه از درآمد ها بیشتر شده و می شود .........
هر چند با هزینه های راه اندازی
اول سال از قبیل کمیسیون بنگاه معاملات ...... رنگ .... کاغذ دیواری .....آماده سازی ..
و ....تبلیفات ......که اجتناب ناپذیر بودند ......
این موضوع را پیش بینی کرده بودیم .....اما با روبرو شدن با اعداد واقعی مصمم تر
شدم که سال آینده .......هدف دار تر حرکت کنیم ........امسال برای سال اول راه اندازی
این بیلان خوبی است.........
در مدرسه دختران با خانم خلیلی دبیر تاریخ و جغرافیا گفتگویی داشتم ........
مدتی بود ایشان را ندیده بودم که دلیلش بر می گردد به اینکه ایشان
در جلسات دبیران شرکت نکردند ..........
با خانم عظیمی هم گفتگویی نیم ساعته داشتم در مورد کلاس زیست
در مورد برنامه کلاس زیست حرف زدیم ........
و من تصمیماتی که برای این کلاس گرفته ایم را گفتم .......
و این که این برنامه ها را به زودی به شاگردان هم اعلام می کنیم ......
با آقای الیاسی هم تلفنی گفتگو کردم ...... برنامه دقیقی برای این کلاس
اماده شده ........ با نظرات خانم عظیمی ....... آقای الیاسی ... و من ....
خانم تشکری از دو سه نفری که در آموزشگاه دختران غیبت زیاد دارند
گفتند ....... قرار شد اگر کسی بیش از سه جلسه غیبت داشته از بعد عید
سر کلاس نرود ........
و من به این فکر می کنم که در دوره جمع بندی عید اگر بخواهم حاشیه ها را
حذف کنم ...... باید به دو سه نفر اجازه ثبت نام ندهم .......
در مدرسه دختران این روز ها دوستانی از اعتماد من و ما استفاده کرده اند ...
و به جای درس دادن سر کلاس ...... به موقع آمدن و رفتن ..... شده اند دایه
مهربان تر از مادر
........ و این روز ها در مورد چیزی که "اصلا وجود ندارد "....... با شاگردان
" من " حرف می زنند .......
مشاوره غلط ارایه می دهند ..... و ....... و .......
و احتمالا منتظرند ببینند وا کنش من چیست .........
آنها بی کارند و در خلوتشان چون هیچ کاری ندارند ...... تنش درست می کنند
برای دیگران و چون دیواری کوتاه تر از شاگردان گیر نمی آورند ......آنها را بهم میریزند
....... هر چند من به شاگردان خوبم گفته بودم ..... درگیر حاشیه نشوند ....
در مجموع روز واکنش من فرارسیده و در همین روز ها از خجالت دوستان درمی آیم ...
پیش نویسی بر جلسات امروزم با دبیران
آموزش به شاگردانی که از طریق استدلال استقرایی یاد می گیرند
وقتی شاگردانی آنچه تو می گویی را نمی فهمند ........
واژه معمول این روزها ی بسیاری از دبیران اینست که ...... انها در مباحث پایه ایراد دارند
.......یا اصلا درس نمی خوانند ...........
دبیران استدلال می کنند ...... فلان شاگرد و فلان شاگرد ... خیلی خوبند ......
ولی آن دیگری ....... اصلا درس نمی خواند .........
پرسش امروز من اینست که ... کار اصلی یک دبیر سر کلاس اصلا چیست ...
چقدر از وقت یک دبیر سر کلاس باید صرف آموزش ... به شکل جزوه گویی...یا
سخنرانی شود .......
و با چه روشهایی می شود انگیزش ایجاد کرد ...... چطور می شود فهمید گره های ذهنی
یک شاگرد .....یا مثلا نیمی از شاگردان یک کلاس کجاست .........
و چطور می شود برنامه ای ریخت تا بواسطه تغییر روش تدریس ... آنها که درس نمی خوانند
شاگرد اول شوند .........
مدل هایی برای شاگردان پسر و دختر
مسئله دار ترین شاگردان هم بوسیله استقرا ....دشوار ترین موضوعات را یاد می گیرند
چه آنهایی که در سالهای گذشته در مدرسه آنچه باید یاد می گرفتند را یاد نگرفته اند
چه آن شاگردانی که سر کلاس مشکلات رفتاری دارند ...
مشکلات خانواگی .... مثل اختلافات پدر و مادر ....... جدایی والدین .......
تنش های گاه و بیگاه والدین و فرزند .......شایع ترین مواردی هستند که
در طیفی از شاگردان یک مدرسه وجود دارد ......... و مانع تمرکز انها می شود
مواردی مثل دوست دختر یا پسر داشتن و مشکلی که ایجاد می کند .....از نظر میزان
شیوع در درجه بعدی قرار می گیرد .........
این که برخی از شاگردان توانایی این را ندارند که بین مطالب درسی که سال قبل آموخته اند
و مطالب فعلی دروس ارتباط برقرار کنند .......یا در حل مسائل از آموزش های سال های قبل
استفاده کنند هم .....یکی از موارد قابل اهمیت در موضوع این نوشتار است ...
در مورد این شاگردان .........یعنی شاگردانی که یکی یا همه عوامل بالا
مانع یادگیریشان می شود ......... ایجاد شرایطی که در آن شاگرد بتواند یاد بگیرد
مهم ترین موضوع است .......
اگر از این شاگردان سوالی بپرسید ..... حتی در مبحثی جدید که مثلا یک ربع قبل
درس داده اید.......و ربطی هم به گذشته آنها نداشته باشد .......باز آنها پاسخ نمی دهند
و تو احساس می کنی هر چه تو گفته ای را او نفهمیده است ........
این شاگردان در شرایط فعلی شان ...... صرفا از طریق استدلال استقرایی یاد می گیرند
آنها باید مشاهده کنند ......... مشاهده کنند ......... مشاهده کنند .......
و با ر بعدی مشاهده می گویند ..... آهان
بکار بردن روشی از تدریس که منجر به این شیوه از یادگیری بشود مستلزم ابزار
است ....... ابزاری به نام مسئله
در آخرین تجربه از این دست ...... در ساعت های مطالعاتی در مدرسه
در مباحث ریاضی پایه ........ از این روش استفاده شد .........
هر چقدر ترتیب چینش سوال ها را بر اساس این روش استدلال
مرتب کردیم ....... یادگیری و یاد آوری ها بیشتر شد .....
و زمانی که ترتیب چینش سوال ها پراکنده بود .... حتی شاگردان قوی هم
انسجام ذهنی شان را از دست می دادند ..........
در روشی که شاگرد بتواند در شرایط استدلال استقرایی قرار بگیرد ....... سه سوال مشابه
زیر هم چیده می شد ....... شاگرد پس از پاسخ گویی به سوال اول با کمک دبیر یا
هم شاگردی ..... به سوال دوم که دقیقا مشابه سوال اول است ..... پاسخ می دهد
.......در سوال سوم ...هم او به درکی رسیده که منظور سوال را می فهمد .....
هم می تواند خودش پاسخ دهد ......... هم قابلیت این را پیدا می کند که
یاد گیری اش را تعمیم دهد ..........هم اعتماد به نفسی پیدا می کند که پاسخ گویی های
بعدی را راحت تر می کند .
دبیر خصوصی
پدری برایم ایمیل زده که .........
فرزندش در درسی از دبیر خصوصی استفاده می کرده .........
و به دلایلی من یا .....مشاور مدرسه را در جریان نگذاشته بوده اند .......
شاید چون به آن دبیر خیلی اعتماد کرده بودند ......
رابطه با دبیر خصوصی ..... رسیده به جایی که کلا برنامه فرزند دارد تغییر
می کند .........و پدر این روز ها تازه متوجه شده اند که چرا ما میگفتیم
قبل از هر کاری حتما مشورت کنید .........
این گونه دبیران خصوصی ..... این روز ها و این سالها ....... برای پول یا
پورسانتی که بابت هدایت شاگردان از مدارس به موسسات و آموزشگاه ها می گیرند ......
هر کاری می کنند
آنها به سادگی شاگردان را از مدرسه خارج می کنند .......و شاگرد که احساس
می کند پیشنهاد های جدید او را از فشار های قبلی رها می کند ....
....... خودش هم نمی فهمد که چگونه در دام افتاده ........ولی شاید ......
پدرش متوجه شود ........
این روز ها در دام نیافتید ........ آنها به خاطر ... هر کاری می کنند .... هر کاری ...
امروز پنج شنبه ۱۷/۱۲/۸۵
در ادامه روزهای دیگر ..............
نمی دانم ........ وقتی که متعهد شده ام هر روز آپ کنم ............
با جلسه دندانه دار دیشب با دوستانم !! ........ فکر های دیر وقت شبانه و پنی سیلین های
امروز ...... باید از چه بنویسم ....
بدی تنهایی آپ کردن اینست ....... که اگر بمیری هم باید آ پ کنی .........
حسن رضی زاده دم به دم قرص می دهد و ...... کپسول ......و الان هم پیشنهاد کرد
که ....سرم ( به ضم س)............و من زیر بار نرفتم ..........
یک مطب رفتیم ....... و دکتر آنجا یک داروخانه نسخه نوشته ........
صبح با دبیران دو مدرسه جلسه داشتم ...در مدرسه پسران
با خانم ترابی ........ با خانم نظری .........و اقای محمدیان .......
ظهر ........... یک ساعتی با خانم مرادی ..... نشست داشتم ....... او ........
جلسه امروز عصر با وحید تمنا و مهریار راشدی را هم کنسل کردم .......
این روز ها ...... زیاد ..... تمام میشوم !!
و الان با حسن رضی زاده و پویا فرشچی ...... در مدرسه پسران ......
پویا متن نوشته های من از جلسه با دبیران را می خواند ..... و نظر می دهد
...... کامنت نیلوفر را خواند م ......... و یکی دیگر که مشخصات ننوشته
........ به احترام کامنت نیلوفر ......... نوشتم .... هر چند پراکنده و مشوش.......
تیم دبیران امروز با آقای سجادی ... آقای کوهزادی .......و آقای تمنا ...... بازی را برده
.......
باید در مورد کلاس دیروز خودم و آقای تمنا هم بنویسم ....... تمرکز می خواهد که .... ندارم
..........شاید تا فردا .....بهتر شوم .
امروز پنج شنبه ۱۷/۱۲/۸۵
فقط عکس های مدرسه پسران .....
...آنها کلاسشان را دو بار رنگ آمیزی کردند....
.........یک بار در طول سال ...........یک بار هم امروز .........
بار اول با ماژیک ..........بار دوم با قلم مو........





عکس از پویا فرشچی
امروز سه شنبه ۱۵/۱۲/۸۵
بهترین کتابهای این روزهایم را بردم مدرسه ........... دو جلد ...... برای اهدا به کتابخانه
مدرسه ........
با خانم رضایی ....معاونت ... مدرسه گفتگو کردم .......
با شاگردان گپی زدم ........ و با ماندانا .........
مشاوره ای یک ساعته داشتم ....... باید از فضایی که بود بیرون می آمد .....
و من تمام سعی ام را کردم .......این کامل ترین مشاوره فردی امسالم بود .. امیدوارم
ماندانا هم نظر مساعدی داشته باشد ........
امسال ...... به خاطر آنچه نامش "مدیریت اجرایی" است .......نرسیدم به مشاوره بپردازم
.........و این موضوع از ابتدای سال آزارم داده ....... هر چند با "مهریار راشدی" قرار گذاشتم
.....او جور نبودن های من در جمع شاگردان ریاضی را بکشد ....... و او مثل همیشه به
قولش وفادار ماند ......... اما مشاوره فردی ......چیز دیگری است .......
چند روز پیش هم با "شمیم " گفتگویی نیم ساعته داشتم ......... یک مشاوره فردی دیگر ...
و خودم ر اضی بودم .......
با خانم تشکری هم گفتگویی داشتم ........ او همچنان از گذشته به تلخی یاد می کند
.........و من امروز یاد مدیران قبلی خانم تشکری افتادم ...... که به ظاهر از روابط انسانی
در محیط کار حرف می زدند ......!!
در خلال گفتگو ها ...... درب مدرسه باز شد ...... از دور می دیدم که ....تعدادی چوب .....
را می آورند به داخل مدرسه ........
به ماندانا گفتم ....... چوب برای چیه .........
ماندانا گفت ...... برای چهار شنبه سوری .......
کم مونده بود با جواب قاطع ماندانا ......... شاخ در بیارم !!
تمام لایه های درونی مغزم را می گشتم .....تا ار تباطی بین مدرسه ....... چوب ها ......و چهار شنبه
سوری ...... پیدا کنم ......
مدتی گذشت ...... " مادر یاسمن " را دیدم ...... که روی سکوی حیاط ایستاده ...
وقتی مادر یاسمن در مدرسه هست ..... حتما آن روز یک روز عادی مدرسه نیست .......
دقیق تر شدم .... خانم ها" نظری "......دبیران ادبیات و زیست هم در حیاط بودند ......
"هدی سردار زاده" ...دبیر ریاضی مدرسه را دیدم ...او هم در حیاط بود ....
"بهار اسماعیلی" دبیر زبان هم روی سکو ی حیا ط بود........
شاگردان سال اولی کنترل حیاط مدرسه را در دست داشتند .....
امروز روز درختکاری ........بود
مادر یاسمن گفت" آقای اسماعیلی شما خوب بیل می زنید!!... این جا را بکنید تا یک درخت بکاریم "
من شروع کردم ..... زهرا و پانته آ هم آمدند ....
........... هر بار از مادر یاسمن میپرسیدیم "چقدر".........می شنیدیم " خیلی "
کمی بعد ..... نکیسا هم آمد ........
گفت از طرف آقای ......... ......چای آورده .....
نجات آمد با یه گله آتیش ........ با فاطمه ..............
.................................................................................................
همه کمک کردند ....... نوشین ...مریم ......نیلوفر ......
وسط این اوضاع با مادر نیلوفر هم گفتگویی داشتم ......
آنقدر کندیم تا رسیدیم به گونه هایی از حیاط وحش که در زیر زمین مدرسه هدف دار زندگی
می کنند ...........
بعد از اینکه گودال به اندازه کافی عمیق شد ...
مادر یاسمن گفت پر کنید !!!
درخت خرمالو بهتره کنار درخت توت نباشه ......
خانم نظری گفت باید اینجا گردو می کاشتیم ........
ومن که نمی خواستم کار بیهوده کرده باشم ... حا ضر بودم خودم رو بکارم به جای درخت ...
آخر سر راسا در حضور فاطمه ...... تصمیم گرفتم درخت کاشته شود ......
هر چند نمی دانستم که درخت خرمالو در کنار درخت توت .... چگونه هم زیستی می کنند .....
من تمام موضوع ام شده بود درخت ..... و درخت کاری ......
که زهرا ندا داد ..... درخت را رها کنم ...... درخت ایستاده بود
این روز ها در مدرسه هدف دار پسران مسابقات فوتبال غوغایی راه انداخته ..........
و امروز در تیم دبیران آقای فاضلی هم در کنار آقای سجادی و کوهزادی بازی کرده است
و اگر هنوز قلبش می زند فقط برای اینست که کلاس هایش هنوز تمام نشده اند .......
بازی امروز سه سه مساوی شده .......