راه بیرون رفتن خاورمیانه از بحران، تقویت و اتحاد افراد و نهادهای مدنی معتقد به تشکیل دولت هایی است که  از یک دین یا مذهب خاص حمایت نکنند. 

دولت حکومت مذهبی به شکلی که در ایران وجود دارد منشا مشکلات بسیاری در همه ی زمینه ها و البته آموزش و پرورش  است. فرهنگ عرفی در افغانستان تا حد زیادی شبیه ایران است. با این تفاوت که در قانون اساسی جمهوری افغانستان راه های مطمئنی برای تقویت و تاثیر نهاد های مدنی غیر مذهبی ایجاد شده است . در کشور ترکیه ، دیگر همسایه ی ایران شریعت گرایان در صدد تغییر قانون اساسی به نفع تشکیل یک حکومت ذینی هستند. 

معتقدم معلمان تاثیر گذار ترین افراد هر ملت هستند. به همین دلیل ایجاد تغییرات اجتماعی مبتنی بر نهادهای استوار بر دوش معلمان یکی از مواردی است که مایل ام در خاورمیانه دنبال  کنم. 

وبلاگ روش تدریس از افراد علاقمند در جامعه ی آموزشی ایران،(دولتی  و بخش خصوصی)  که مایل اند در این مسیر همراه باشند دعوت به همراهی و همکاری می کند. 

در راستای شناخت و تقویت و اتحاد نهادها و افراد معتقد به تشکیل دولت های سکولار در خاورمیانه به زودی گفتگویی دارم با یکی از اعضای  سندیکای معلمان در ترکیه و همین طور یکی از آموزشگران و فعالان مدنی در کشور افغانستان که سالهاست با من و وبلاگ روش تدریس همراه اند. 

ضمن دعوت از همراهان وبلاگ روش تدریس برای مشاهده ی پخش تلویزیونی این گفتگو ، مایلم از نظرات سایر علاقمندان بهره مند شوم. به همین دلیل خواهشمندم نظرات خود را   از طریق ایمیل یا درج کامنت در این  وبلاگ یا در فیس بوک با من در میان بگذارید. 

بدیهی است با توجه به محدودیت هایی که در ایران برای شهروندان وجود دارد، در صورت ابراز نظر مشخصات شما منتشر نمی شود. 

                                                                                               بابک اسماعیلی 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۱۸ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

سخن سردبیر سایت پیوند سرا :

"گلچهره"، که نویسنده اش، بابک اسماعیلی، آن را رمان می خواند، کار جدیدی، در زمینۀ داستان نویسیِ امروز فارسی است.
بدون تردید، نویسنده، تحت تأثیر و به تقلید از آثار عبدالرحیم طالبوف، روشنفکر پیش از عصر مشروطیت، اثر خود را نگاشته است. روشنفکری که با نگارش کتاب های روشنگرانه از جمله "مسالک المحسنین" و "کتاب احمد"، بر بسیاری از مشروطه خواهان تأثیر گذاشت.
طالبوف در نوشته های خود، معلمی را تصویر می کند که ضمن تدریس و آموزش علوم مختلف، بویژه علوم طبیعی، به زبان بسیار ساده فارسی، شاگردانش را با مسائل سیاسی و اجتماعی نیز آشنا کرده و دست به تبلیغ آزادی و حکومت قانون می زند.
بابک اسماعیلی، تحت تأثیر این سبک ادبی، و با پشتوانۀ سالها تدریس و آشنائی با شرایط بحرانی ایران، اثری واقعی می آفریند که با عناصر مختلف ذهنی او درآمیخته اند. گلچهرۀ او گرچه وجود واقعی است، اما با شخصیت داستانی، فاصله دارد. همچنین، ادبیاتی که بر اساس زمینه های واقعی در دوران بحران آفریده می شوند، در فرهنگی دیگر و زبانی دیگر، به علت غرابت ذهن و عدم تجربۀ خواننده غیرایرانی، ممکن است اثری سوررئال یا رئالیسم جادوئی بنظر آیند.
بطور مثال، اگر"گلچهره" به زبان انگلیسی ترجمه شود و شاگرد مدرسه ای در آمریکا آن را بخواند، به جوانی مثل خودش برمی خورد. اما روزی همان شاگرد، در بازگشت به خانه، با ترس و هراس، پلیس امنیتی را می بیند که وحشیانه به خانۀ شان حمله برده تا "بشقاب ماهواره ای" را از روی پشت بام بکَندَ و با خود ببرد. صحنه ای باور نکردنی و وحشت آور.
در "گلچهره"، بابک اسماعیلی کوشیده است در نقش معلم، ضمن آموزش درس های مختلف، که همگی دقیق و صحیح و برابر با تدریس های عمومی هستند، با شاگرد خود گفتگو کند و در این راه ضمن آموزش، اثر هنری خلق نماید. 
این که اسماعیلی تا چه حد در این کوشش، موفق شده است، قضاوتش با کسانی است که تمام رمان را
بخوانند: 

 

 

متن کامل این نوشته در سایت پیوند سرا ی نویسندگان و شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران 

 


برچسب‌ها: گلچهره, پیوند سرا, عبدالرحیم طالبوف, بابک اسماعیلی
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۴ قبل از ظهر توسط فرايند |

 

 

از مجله ی شهروند 

 

هشدار می دهم بین ما مخالفان حکومت اسلامی با حکومت اسلامی جاده ای است که وسط آن یک سنگ بزرگ افتاده به نام اصلاح طلبی، و شما تا موقعی که با اصلاح طلبان حساب خودتان را روشن نکنید، اصلا به حکومت اسلامی نمی رسید تا تکلیفش را روشن کنید. اصلاح طلبی یک اژدهای هفت سری ست که به صور مختلفی ظهور میکنه و میاد نهادهای مدنی ایرانیان را می خواهد تصرف کند. وقتی آقای هارپر در میهمانی نوروزی در ونکوور گفت امیدوارم بهار آزادی به کشورتان بازگردد و تا آن موقع کانادا میزبان شما آزادیخواهانی که با آن حکومت می جنگند، خواهد بود، حتما انتظار داشت که جامعه ی ایرانی مقیم کانادا خیلی استقبال کنند. لابد از منشی خودش سئوال کرده که عکس العمل جامعه ی ایرانی چه بود؟ و منشی گفته، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران به شما ناسزا گفته ولی جامعه ی ایرانی چون درگیر بازدیدهای عید هستند، هنوز فرصت عکس العمل نداشته اند! رژیم جمهوری اسلامی تلاش می کند که با نهادهای فرهنگی، در نهادهای آکادمیک و حرفه ای دخالت موثرتر و فعال تری داشته باشد چه آشکارا و چه پنهان، و این نهادها را به خودش نزدیک کند و در عین حال برای گرفتن امتیاز از غرب از این اهرم ها استفاده کند. سیاست یک عمل اخلاقی ست. اگر در این دوران فکر می کنیم که سیاست یک چیز کثیف است، گناه ماست که در سیاست درگیر نمی شویم، در نتیجه فضا را باز می گذاریم برای تاخت و تاز سودجویان و قدرت طلبان.

 

مجله ی شهروند 

 


برچسب‌ها: نقش نهادهای ایرانیان خارج از کشور, جنبش سکولار دموکراسی ایران
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت ۳ قبل از ظهر توسط فرايند |

 

يادداشتهايي پيرامون آموزش مدرسه اي

نويسنده : بابك اسماعيلي 

قسمت بيستم

 

طبيعتا در يك بافت علمي، شيطان تعريف ناپذير است.
اما در بافت يا متن دين يا عرفان شيطان معني و مفهومي جالب دارد.
عرفا مي گويند، همه چيز احساس است. ماده هم شكل متراكم شده ي اين احساس است.
احساس منفي و احساس مثبت. شبكه منفي يا شبكه مثبت.
وقتي حرف مي زنيم، چيزي كه از دهانمان بيرون مي آيد، انرژي يا به عبارتي همان احساس است كه در قالب واژهها به صورت نفر مقابل اصابت مي كند.

معلمان معنوي معتقدند وقتي در زمان گفتگو، از واژه ها ي منفي استفاده مي كنيم، تحت تاثير شبكه منفي هستيم.
از نظر آنان رفتارهايي كه بر اساس خشم ، نفرت ، غرور ، حسادت ، ترس ، تنبلي ، افسردگي، انتقام و قضاوت كردن انجام مي شود، رفتارهايي است كه هر يك از ما تحت تاثير شبكه منفي انجام ميدهيم.
د ركانتكس عرفان ، انسان يك موجود واكنشي است.
حسادت در دورن من، حسادت در درون تو را فعال مي كند.
خشم تو خشم درون من را فعال مي كند.
در بسياري از موارد، اين احساس ها از حالتي به حالتي ديگر در مي آيد.
به دليل غرور، نسبت به ديگري حسادت مي كنيم، چون او را برتر مي بينيم خشمگين مي شويم ، بعد از مدتي دنبال راهي براي انتقام مي گرديم... و بعد عمل مي كنيم.
تحقير كردن ديگري معمولا ثمره ي چنين واكنش هايي در درون ماست.
واكنش طبيعي نفر مقابل، در چنين حالتي انتقام گيري است.
و رابطه ي دوستان خوب يه اين شكل بعد از مدتي به يك دشمني پايدار تبديل مي شود.

استادان معنوي در هزاران سال قبل، براي همه ي اين رفتار ها يك نام گداشته اند.
رفتار شيطاني.
آنها مي گويند شيطان يا ساتان از طريق پنجه هايش عمل مي كند:
خشم ، نفرت، نخوت، ترس ، انتقام، افسردگي ، ترس ، حسادت و قضاوت كردن !

وقتي چنين رفتارهايي به طور سازمان يافته در يك جامعه از طريق دولت اعمال مي شود، عرفا مي گويند ، شيطان در حال فرمانروايي است.
داستان هاي زيادي در اين مورد در جهان وجود دارد.
داستان ضحاك ... داستان ارباب حلقه ها !

روانشناسي، اين موارد رادر زير عنوان هوش هيجاني دسته بندي كرده است.

ادامه دارد ....

 

براي ديدن عكس روي لينك كليك كنيد !

 


برچسب‌ها: ياددشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, هوش هيجاني, شيطان
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۱۴ بعد از ظهر توسط فرايند |

مطالب قدیمی‌تر