يادداشتهايي پيرامون آموزش مدرسه اي

نويسنده : بابك اسماعيلي 

قسمت بيستم

 

طبيعتا در يك بافت علمي، شيطان تعريف ناپذير است.
اما در بافت يا متن دين يا عرفان شيطان معني و مفهومي جالب دارد.
عرفا مي گويند، همه چيز احساس است. ماده هم شكل متراكم شده ي اين احساس است.
احساس منفي و احساس مثبت. شبكه منفي يا شبكه مثبت.
وقتي حرف مي زنيم، چيزي كه از دهانمان بيرون مي آيد، انرژي يا به عبارتي همان احساس است كه در قالب واژهها به صورت نفر مقابل اصابت مي كند.

معلمان معنوي معتقدند وقتي در زمان گفتگو، از واژه ها ي منفي استفاده مي كنيم، تحت تاثير شبكه منفي هستيم.
از نظر آنان رفتارهايي كه بر اساس خشم ، نفرت ، غرور ، حسادت ، ترس ، تنبلي ، افسردگي، انتقام و قضاوت كردن انجام مي شود، رفتارهايي است كه هر يك از ما تحت تاثير شبكه منفي انجام ميدهيم.
د ركانتكس عرفان ، انسان يك موجود واكنشي است.
حسادت در دورن من، حسادت در درون تو را فعال مي كند.
خشم تو خشم درون من را فعال مي كند.
در بسياري از موارد، اين احساس ها از حالتي به حالتي ديگر در مي آيد.
به دليل غرور، نسبت به ديگري حسادت مي كنيم، چون او را برتر مي بينيم خشمگين مي شويم ، بعد از مدتي دنبال راهي براي انتقام مي گرديم... و بعد عمل مي كنيم.
تحقير كردن ديگري معمولا ثمره ي چنين واكنش هايي در درون ماست.
واكنش طبيعي نفر مقابل، در چنين حالتي انتقام گيري است.
و رابطه ي دوستان خوب يه اين شكل بعد از مدتي به يك دشمني پايدار تبديل مي شود.

استادان معنوي در هزاران سال قبل، براي همه ي اين رفتار ها يك نام گداشته اند.
رفتار شيطاني.
آنها مي گويند شيطان يا ساتان از طريق پنجه هايش عمل مي كند:
خشم ، نفرت، نخوت، ترس ، انتقام، افسردگي ، ترس ، حسادت و قضاوت كردن !

وقتي چنين رفتارهايي به طور سازمان يافته در يك جامعه از طريق دولت اعمال مي شود، عرفا مي گويند ، شيطان در حال فرمانروايي است.
داستان هاي زيادي در اين مورد در جهان وجود دارد.
داستان ضحاك ... داستان ارباب حلقه ها !

روانشناسي، اين موارد رادر زير عنوان هوش هيجاني دسته بندي كرده است.

ادامه دارد ....

 

براي ديدن عكس روي لينك كليك كنيد !

 


برچسب‌ها: ياددشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, هوش هيجاني, شيطان
+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۱۴ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي

نويسنده : بابك اسماعيلي 


قسمت نوزدهم

بيگانگي با علم و در عين حال متوهم بودن از علم خاص ايرانيان نيست.
همه ي جهان به چنين عارضه اي دچار است.
تصور بسياري از افراد بر اين است كه علم بسياري از موضوعات را اثبات كرده است. در حالي كه چنين نيست. علم تنها و تنها يك روش مشاهده و استدلال است.
يكي از ويژگي هاي پذيرفته شده ي علم ، ابطال پذيري است.
يعني امري علمي است كه ابطال پذير باشد.
هيچ يك از ما نمي توانيم حتي در اين مورد كه مجموع زواياي داخلي يك مثلث 180 درجه است مطمئن باشيم.
مي توانيم يك نقاله برداريم و انواع و اقسام مثلث را در يك كاغذ رسم كنيم و اندازه بگيريم و به چنين ادعايي بخنديم. اما كمي صبر كنيد ...
جهان ، آن چيزي كه به نظر مي رسد نيست.
چند نفري بوده اند كه ، بر اساس مشاهدات علمي ، فرضياتي را بيان كرده اند كه دانش ما را تا زمان نوشته شدن اين يادداشت ها شكل داده اند.
يكي از اين چند نفر ، آلبرت اينشتن بود.
نيوتن، به ما نشان داد كه جاذبه اي وجود دارد. قوانين جاذبه را فرمول نويسي كرد. اما در ماهيت و چيستي جاذبه سكوت كرد.
هنوز هم وقتي در مورد جاذبه صحبت مي شود ، بسياري از ما تصور ميكنيم علت جاذبه به نيرويي در درون اجسام سنگين مربوط مي شود.
مثلا تصور مي كنيم ، يك نخ نامرعي كه يك سرش در داخل مركز زمين است ماه را در مداري دور زمين قرار داده است.
برخي گمان مي كنيم، چيزي شبيه آهن ربايي بزرگ در مركز زمين ماه را درمدار نگه داشته است.
بعد، وقتي معلمان شريعت، مي گويند، خدا علت همه ي رويدادهاست و اگر او اراده كند، حتي ماه را از مدارش خارج مي كند،بدون توجه به اين كه آن معلم شريعت در چه متن يا بافتي قرار دارد، رگ گردنمان بيرون مي زند و در جواب ميگوييم :
چرت نگو ! علم ثابت كرده است كه اين طور نيست.

همين طور وقتي، يك دانشمند، مي گويد جهان ميتواند خالق نداشته باشد، باز برخي از ما كه افراد معتقدي هستيم، بدون درنظر گرفتن تعريف علم و روش علمي چشم هايمان گشاد مي شود و تصور جهان بدون خدا برايمان امكان پذير نيست.

به ياد داشته باشيم، در يادداشت هاي قبلي، من در مورد زبان شناسي بعد از چامسكي اشاره كردم كه ، يك جمله دريك بافت زباني معني پيدا مي كند. بررسي يك جمله تنها وتنها در بافت زباني كسي كه جمله را بيان كرده امكان پذير است.

اينشتين، تصورات ما را از جهان به هم ريخت.
البته نه با اين بيان كه اي مساوي ام سي دو !
او علت جاذبه را براي ما دقيق كرد.
اينشتين به ما نشان داد كه جهان دچار خميدگي است.
او فضا زمان را همچون، يك ژله ي بزرگ در نظر گرفت و گفت جسم سنگين، مثلا خورشيد، وقتي روي اين ژله ي بزرگ قرار مي گيرد، اطرافش را دچار خميدگي مي كند.
علت جاذبه ، خميدگي فضا زمان در اطراف جسم سنگين است.
د رجهاني خميده، مثلث هاي زيادي وجود دارد كه مجموع زواياي داخلي انها 180 درجه نيست!

ادامه دارد ...

 

براي ديدن عكس روي لينك زير كليك كنيد: 

                        اينجا 


برچسب‌ها: ياددشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, قسمت نوزدهم, خميدگي فضا زمان, علت جاذبه
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت ۱۳ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

يادداشت هاي پيرامون آموزش مدرسه اي

نويسنده : بابك اسماعيلي 


قسمت هجدهم

جنگ با آموزش مدرسه اي مدرن، يعني جنگ با يك سيستم مدرسه اي كه به دور از هر نوع آموزش مذهبي، باشد فقط مختص به خاورميانه و اسلام نيست.
برخي پيروان عيسي مسيح هم، در نبردي مستمر با آموزش مدرسه اي مدرن قرار دارند.
اسلام و مسيحيت با تمام تفاوت ها، در يك ويژگي مشترك اند و آن ستيز با علم و تمايل شديد به محدود كردن آموزش، صرفا، به متن كتاب مقدس !
انجيل بر خلاف قران، يعني مسيحيت بر خلاف اسلام ، مبشر و مبلغ محبت كردن است.
عيسي مسيح وقتي از او مي پرسند اي استاد، بزرگترين حكم شريعت كدام است؟ مي گويد، خداو ند خداي خود را با تمامي دل و با تمامي جان و با تمامي فكر خود محبت نما. اين نخستين و بزرگ ترين حكم است. دومين حكم نيز همچون حكم نخستين، مهم است: همسايه ات را همچون خويشتن محبت نما . *
با اين حال، آنها يعني كليسا جردانو برونو را زنده زنده در اتش سوزاندند!
جوردانو برونو نظر به وحدت وجودی داشت و زمان را لایتناهی می‌دانست. او خدا را خارج از جهان نمی‌دانست بلکه می‌گفت خدا جزو جهان است. او واحد است و تمام تضادها در او محو و نابود می‌شود. هم‌آهنگی جاودانی منبعث از اوست. خدا جوهر طبیعت است. بهترین طریق پرستش او شناخت قوانین طبیعت و استفاده از این قوانین به نحو احسن است. وی روح را عنصر فنا ناپذیری می‌دانست، منتهی روح و ماده را یکی می‌دانست.
آنها يعني كليسا گاليله را وادار به اعتراف كردند.
گاليله در اعترافش خواند كه نظريه اش مبني بر كروي بودن زمين و گشتن خورشيد به دور زمين يك نظريه گمراه كننده بوده است!
اما چه چيزي باعث شد و مي شود كه اين آيين مبتني بر محبت، تفتيش عقايد مي كند و دگر انديشان را زنده زنده مي سوزاند!؟

ادامه دارد ...

 

 


برچسب‌ها: ياددشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, قسمت هجدهم, جردانو برونو, گاليله
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۲۰ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي

نويسنده : بابك اسماعيلي 

قسمت شانزدهم

وقتي براي اولين بار در كلاس كابالا يا عرفان حلقه حضور پيدا كنيم با موارد عجيب و غريبي رو برو مي شويم.
بسياري از جملات استادان معنوي اين دو آيين با هيچ منطقي جور در نمي آيد.
به عنوان مثال كاباليست ها معتقدند، در روز بخصوصي اين قابليت در جهان وجود داشت كه موسي ، در حالي كه مصريان در پشت سرش بودند و درياي سرخ در پيش روي او و بني اسرائيل قرار داشت، دريا شكافته شود.
هر ساله آنها در همان روز بخصوص ، اتصال برقرا ر ميكنند تا بتوانند از مشكلاتي كه در پشت سر و پيش رو دارند خلاصي يابند.

معلمان معنوي عرفان ايراني ، كه استادشان محمد علي طاهري اين روزها در زندان جمهوري اسلامي به سر مي برد، معتقدند، خلاص شدن از خشم و نفرت و ناخالصي هاي اين چنين در وجود انسان باتلاش فردي تنها با اشتياق بسياز زياد ميسر است و چون همه چنان اشتياقي ندارند ، حلقه هايي لازم است كه اين حلقه ها در جهان هستي وجود دارد و نماد رحمانيت خالق است.
تشعشع دفاعي يكي از اين حلقه هاست و در زماني كه هر فرادرمانگر، د رمعرض چنين حلقه اي قرار مي گيرد دچار بيرون ريزي مي شود. معلمان معنوي اين آيين معتقدند كوي خرابات، در ادبيات كهن پارسي ، نشاني از همين فرايند است.

عيسي مسيح ، ارواح خبيث را از بدن ها خارج مي كرد، بيماران را شفا ميداد، آب را به شراب تبديل كرد، از مادري باكره به دنيا آمد، و سه روز بعد از مرگ از مردگان قيام كرد و پطروس و مريم مجدليه و ديگران او را در مكان هاي متفاوتي ديدند.

تذكره الاوليا نوشته ي فريد الدين عطار نيشابوري و رساله ي رسولان نوشته ي لوقا يكي از حواريون عيسي مسيح پر از شرح و بيان و تفصيل اتفاقات عجيب و غريبي است كه امكان درك آنها با ذهن استدلالي غير ممكن است.

مي خواهم برگردم به زبان شناسي و آن رويكردي كه مي گفت :
بافت عبارت از چيزي است كه بر يك شرايط گفتماني حاكم است.
بافت اينجا به معني ، متن و كانتكس است

ادامه دارد ...

توضيح عكس ها :
* دعاي انا بكواه ، معروف ترين دعا به عبري ، شامل چهل و دو اسم از اسامي خالق
** بنيادي ترين مفهوم در عرفان كيهاني ( عرفان حلقه )
*** حلقه هايي كه در تصوير روي ديوار مشاهده مي شود چيزي جز حلقه هايي كه شرح و بسط ان در عرفان حلقه مي رود نمي تواند باشد.

 

 

براي ديدن تصاوير و عكس ها   اينجا    كليك كنيد!

 

 

 


برچسب‌ها: ياددشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, قسمت شانزدهم, عرفان, كابالا, عرفان حلقه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۲ بعد از ظهر توسط فرايند |

مطالب قدیمی‌تر