يادداشتهايي پيرامون آموزش مدرسه اي 

بابك اسماعيلي 

قسمت پنجم

 

در فروردين 1340 شمسي يعني در 1961 ميلادي فضا پيماي وستوك يك را شوروي به فضا فرستاد و يوري گاگارين اولين انساني شد كه از جو زمين خارج شد. 
يوري در ماه مه سال ۱۹۴۹ پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، در یک مدرسه شبانه فنی آهنگری در بخش ریخته‌گری به کارآموزی مشغول شد. در سال ۱۹۵۱ برای ادامه تحصیلات در هنرستان فنی ساراتوف قبول شد. همزمان با تحصیل در هنرستان، یوری که همیشه به پرواز علاقه داشت، به عضویت باشگاه هوایی ساراتف درآمد تا فوت و فن پرواز با هواپیمای سبک را فراگیرد.

پشتکار بالای یوری باعث شد که هم در هنرستان و هم در باشگاه پرواز بدرخشد، طوری که در سال ۱۹۵۱ هم با رتبه درخشان از هنرستان فارغ‌التحصیل شد و هم نخستین پرواز انفرادی خود را با هواپیمای سبک یاک-۱۸ انجام داد.
یوری گاگارین در سال ۱۹۵۹ پس از ازدواجش، درخواست کتبی نامزدی خود را برای فضانوردی به سازمان فضایی شوروی تسلیم کرد. یک هفته بعد از او دعوت شد تا برای آزمایش‌های مقدماتی پزشکی به بیمارستان نیروی هوایی در مسکو برود.

یوری گاگارین در ساعت شش و هفت دقیقه صبح روز چهارشنبه ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ به وقت مسکو، از پایگاه فضایی بایکونور با فضاپیمای وستوک-۱ و با رمز پرواز «درخت سرو» به عنوان نخستین فضانورد جهان به مدار زمین پرواز کرد.

اين واقعه امريكايي ها را در بهت فرو برد. غرور امريكايي ها كه تصور مي كردند ابرقدرت جهان هستند خدشه دار شد و كميسيوني براي پيدا كردن اين سوال در امريكا تشكيل شد كه چرا اول شوروي ها موفق به چنين كاري شده اند و نه امريكايي ها !

كميسيون مربوطه به اين نتيجه رسيد كه سيستم برنامه ي درسي امريكايي را بررسي كند. نتيجه ي اين بررسي منجر به اين شد كه حدود هشت سال بعد يعني در سال 1969 امريكايي ها دو فضانورد در ماه پياده كردند. نیل آرمسترانگ و باز آلدرین در ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۹، در ماه فرود آمدند و فضانورد سوم این ماموریت مایکل کالینز، به تنهایی در مدار ماه باقی‌ماند تا ۱۵ ساعت دیگر دو فضانورد دیگر به او ملحق شدند. پس از ۸ روز زندگی در فضا، هر سه فضانورد به زمین بازگشتند.
آرمسترانگ در ۱۵ سالگی شروع به یادگیری درس پرواز کرده بود و گواهینامهٔ پرواز خود را به دست آورده بود. او پسری فعال بود و سرانجام رتبهٔ عقاب دیده بان را به دست آورد. در بزرگسالی، پیشاهنگان پسر آمریکا با اعطای جایزهٔ دیده بان عقاب و جایزهٔ نقره‌ای بوفالو او را تأیید کرد.

چند سال قبل از آن در سال 1947 ، ژاپني ها با تصويب قانون اساسي ،عزم خود را در مشاركت با صلح جهاني با ايجاد دولتي دموكرات و فرهنگي نشان دادند. 
آنها در قانون خود نوشتند : 
" ما شرافت فردي را گرامي خواهيم داشت ، و سعي مي كنيم مردم را طوري بار بياوريم كه به حقيقت و صلح عشق بورزند.
درك اين ايده ال ها اساسا به قدرت آموزش بستگي خواهد داشت. "

فرح ديبا ملكه ي ايران در سال 1344 خورشيدي "كانون پرورش فكري" را بنيان نهاد. در چهارچوب برنامه ريزي براي جشن هاي 2500 ساله "سه هزار و پانصد دبستان " در سرتاسر ايران ساخته شد. در برنامه ي عمراني پنجم 1356- 1352 خورشيدي در ايران 3.8 درصد از درآمد ناخالص ملي در ايران صرف آموزش و پرورش مي شد.

ادامه دارد ...

 

 


برچسب‌ها: يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, برنامه ي درسي آمريكايي, برنامه ي درسي شوروي, ژاپن, قسمت پنجم
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۲ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي 

نويسنده : بابك اسماعيلي 

قسمت چهارم

 

جشن نوه ي امير كبير، يعني پادشاه ايران بعد از كشتار مردم تهران و به توپ بسته شدن مجلس ديري نپاييد. 
تبريز سربلند وقتي تهران را از رمق افتاده ديد برخاست. 
جنگ آزادي خواهان تبريز با قشون شاه نزديك به يك سال طول كشيد. 
تبريز در محاصره و تحريم قواي دولت بود و مردم برگ درخت مي خوردند. آزادي طعمي داشت كه جانفشاني در ازايش هيچ مي نمود.
بعداز تبريز ،مردم اصفهان و مشهد و رشت پرچمي كه در تهران به زمين افتاده بود و آغشته به خون آزاديخواهان بود را دوباره برافراشتند.

بعد از جنگي كه در كرج بين مشروطه خواهان و قواي دولت در گرفت، محمد علي شاه به روسيه پناهنده شد!

مشروطه خواهان پيروز شدند.

اما بيش از همه ملاها پيروز ميدان بودند. آنها در رحم مادر مشروطه يك نطفه كاشته بودند كه سالها بعد منجر به تولد فرزندي شد.

آن نطفه در دو كلمه اي نهفته بود كه در بين حوادث دوران بعد از مشروطه لا به لاي گردو غبار تاريخ منتظر بود تا وقت تولدش فرا برسد.

مشروطه ي مشروعه !

قانوني كه ملاها وارد قانون اساسي كردند اين بود كه همه ي قوانين بايد بر اساس اسلام شريف نوشته شود. 
شيخ فضل الله نوري !

جمهوري اسلامي فعلي هيچ چيز نيست الا همان كروموزمي كه شيخ فضل الله نوري به زور در رحم مادر مشروطه كاشت.

آموزش رسمي مدرسه اي در دوران پهلوي ها بيشتر و بيشتر مدرن شد و از ملاها فاصله گرفت. 
پهلوي دوم برخلاف بسياري از پادشان قبلي ايران كه سواد و آگاهي مردم را خطري براي تاج و تخت مي دانستند، آموزش مدرسه اي مدرن را رونق داد. 
ملاها دكان شان رادر حوزه هاي علميه و مساجد متمركز كردند. 
محمد رضا، آخرين پادشاه دوران پهلوي ارتجاع سرخ و سياه را مي شناخت. دست در دست او ملكه فرح كه زني از جنس مردم كوچه و خيابان بود، روي ويرانه هايي كه ملا ها در آموزش بنا كرده بودند، ساختمان هايي پرشكوه ساختند.

ادامه دارد ...

 


برچسب‌ها: يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, جنگ مشروطه خواهان با استبداد, آموزش مدرسه اي مدرن, قسمت چهارم, بابك اسماعيلي
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۲۱ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

چرا با متن سخنراني قصاب كودكان غزه، در كنگره ي امريكا موافقم !

يا نامه اي سرگشاده به نوام چامسكي

 

 

بخشي از گفتگوی اختصاصی نوام چامسکی با اِیمی گودمن، مجری برنامه تصویری میزگرد در مورد پشت پرده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمريكا :

- شما می گویید هر کسی که با سلول های خاکستری اش فکر می کند در مخیله اش هم نمی تواند خطر ایران هسته ای در خاورمیانه را بگنجاند اما نتانیاهو بارها و بارها ایران را متهم به توسعه تسلیحات هسته ای نظامی کرده است.

- این نوع استدلال‌ها فقط توسط کسانی جدی گرفته می‌شود که حتی یک دقیقه هم به آن فکر نمی‌کنند، ایران باکی از همکاری های نزدیک با نهادهای بین المللی در این حوزه نداشته و تحت نظارت بوده است و اگر اینگونه نبود که مذاکرات تا این حد پیش نمی رفت. به نهادهای تصمیم گیرنده در ایران با درایت نگاه کنید، هیچ نشانه ای مبتنی بر اتخاذ تصمیمات بدون بازگشت در آنها نمی توان مشاهده کرد.


                                                 ***** ***** *****


من پيشنهاد مي كنم، نوام چامسكي عزيز مدتي مهمان دولت برخاسته از جمهوري اسلامي در ايران باشد. 
طبيعتا در دانشگاه هاي زيادي بر روي او باز است و ميزان بهره مندي دانشجويان از او در زمينه زبان شناسي غير قايل وصف است. در عين حال اين رويارويي از نوع نزديك به نظرم ثمرات بزرگي براي ما دارد. يكي از ثمراتش اين است كه چامسكي عزيز، جملات را در متن يا بافتي كه خارج از تبليغات رسانه هاست و متن واقعي جمهوري اسلامي است قابل معني مي بيند.

به زباني بسيار ساده ، من جمهوري اسلامي را يك سيستم سرمايه داري مي دانم كه به كمك دين مي كوشد تا هرگونه حق اعتراض به وضعيت موجود را از مردم سلب كند. 
جمهوري اسلامي نه تابع قوانين اساسي خودش هست و نه تابع قوانين بين المللي. 
نه تابع قواعد دموكراسي .
جمهوري اسلامي تابع قوانيني شفاهي است. 
همدردي و همراهي نوام چامسكي، با معترضين به نتايح انتخابات 1388 در ايران براي من ستايش برانگيز بود و هست. با اين حال بخشي از آنچه كه رسانه ها نشان ندادند، يا در كتمان آن كوشيدند (رسانه هاي داخل ايران در انحصار حكومت و يادولت هست و بخش بزرگي از رسانه هايي كه به رسانه هاي اپوزيسيون در بيرون از ايران شهرت دارند هر چند شعارهاي ازادي خواهي و پايبندي به رسالت انتشار اخبار دارند اما مثل همه ي رسانه هاي رسمي در جهان تابع سياست گذاري هاي قدرت مندان داخلي يا خارجي اند اي موضوع را در جهان امروز بهتر از هر كسي خود نوام چامسكي مي داند) و بسياري از مردم آزادي خواه جهان را در مورد آنچه به طور دقيق در ايران مي گذرد به بيراه بردند اين بود : 

 

 


برچسب‌ها: نوام چامسكي, پشت پرده سخنرانی نتانیاهو در کنگره, linguistics, Noam Chomsky
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۲۰ بعد از ظهر توسط فرايند |

 

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي 

نويسنده : بابك اسماعيلي 

قسمت سوم

 

حسن رشديه در مراسم صبحگاه براي بچه ها سخنراني مي كرد، در مورد دريافت وام از كشورهاي خارجي هشدار مي داد، از امكانات مدرسه براي چاپ و توزيع شب نامه بر عليه صدر اعظم فاسد استفاده مي كرد ... 
مدارسي كه حسن رشديه بنيانگذاري كرد، يكي از عوامل مهم بيداري ايرانيان بود كه به واقعه ي مشروطه در ايران انجاميد.

مشروطه تنها و تنها يك معني داشت. 
تا قبل از جنبش مشروطه، پادشاه در ايران،بر اساس باور عمومي، سايه ي خداوند بر روي زمين بود. همان طور كه تا قبل از خرداد هشتاد و هشت، ولي فقيه در ايران، جانشين خود خداوند بر روي كره ي زمين تلقي مي شد.

مشروطه خواهان، به روايت احمد كسروي كه سي سال بعد از وقايع مشروطه شروع به نوشتن تاريخ مشروطه كرد، و بعد ها به دست اسلام گراها در محوطه ي دادگستري شهر تهران با چاقو سلاخي شد، بيشتر مردم عادي و بازارياني و روشنفكراني بودند كه نام بسياري از آنها در تاريح ذكر نشده است.

جماعت مشروطه خواه، هدف متعالي شان اين بود كه قدرت را از پادشاه بگيرند و بر اساس قانون به مردم منتقل كنند. 
در اصل تمام داستان هاييكه هر يك از ما در طول دوران زندگي در مورد مشروطه و مشروطه خواهان شنيده ايم در يك كلمه خلاصه مي شود :

قانون !

هدف مشروطه خواهان اين بود كه براي اولين بار در ايران قانون نوشته شود. 
اولين قوانين ايران بعد از فراز و نشيب هاي فراواني كه در كتاب هاي تاريخي به آنها اشاره شده در پنجاه اصل نوشته شد.

بعد از تشكيل اولين مجلس، اسلام گراها، با راه انداختن كارنوال هاي قمه كشي و عربده كشي در تهران، خواهان چيزي به نام مشروطه ي مشروعه شدند. 
درباريان مجبور شده بودند قدرت را به مردم واگذار كنند. ملاها كه خود را تنها وارث تاج و تخت مي دانستند با حاكميت قانون از اين آرزو محروم شده بودند.

اسلام گراها يعني ملاها، دست در دست درباريان فاسد با كمك روس ها يكي از بزرگترين جنايت هاي سازمان يافته عليه مردم را در تاريخ معاصر ايران رقم زدند :

مجلس به توپ بسته شد !

آزادي خواهان در تهران به خاك و خون كشيده شدند. 
عده اي را در چاه انداختند. 
عده اي را دار زدند.
عده ي تبعيد شدند. 
عده اي فرار كردند. 
هيچ آماردقيقي از كشته ها در دست نيست.

علي اكبر دهخدا در چنان شرايطي وقتي به اجبار از ايران مهاجرت كرده بود و در چنان شرايط دشواري مي زيست كه قصد خودكشي داشت چنين سرود :

ياد آر 
ز شمع مرده ياد آر

ادامه دارد ..

 

 


برچسب‌ها: يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, حسن رشديه, مشروطه, قسمت سوم, بابك اسماعيلي
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۷ بعد از ظهر توسط فرايند |

مطالب قدیمی‌تر